چرا دانستن قوانین کار مهم است ؟

چرا دانستن قوانین کار مهم است ؟ (تجربیات یک کارمند جوان)

مقدمه:
دو نکته رو خدمت دوستان باید عرض کنم . نکته 1 : پیش از هرچیز بابت طولانی بودن متن عذرخواهی می کنم من به کل وقتی ماجرایی رو تعریف می کنم باید همه جزئیات رو بگم حتی آفتابی – ابری بودن هوا رو و این متن هم تجربه شروع به کار من در ایران است که مطمئنم در آینده تجربه بسیاری از تازه واردهای بازار کار خواهد بود و بعد از مطالعه متوجه می شوید چرا دانستن قوانین کار مهم است برای همین تمام جزئیات رو میگم. نکته 2 : اون موقع کارمند جوان بودم الان میانسالم و کارمند هم نیستم.

نزدیک به یک دهه پیش که تازه خدمتم تمام شده بود و از بازار کار ایران چیزی نمی دانستم ،بصورت شرکتی در یک اداره دولتی استخدام شده بودم. درک من از استخدام شرکتی این بود که من با مدرک لیسانس و مهندسی الکترونیک ، به استخدام یک شرکت خصوصی در میام و بعد بعنوان مهندس این شرکت که با اداره دولتی قرارداد داره به اون اداره میرم و کارهاشون رو انجام میدم.

اون زمان صحبت رفتنم از ایران بود و مشکل مالی ای هم نداشتم برای همین به توصیه خانواده ام برای کسب تجربه کاری و سابقه به اون اداره رفتم. باید اعتراف کنم اون موقع خیلی در بطن جامعه نبودم و نمیدونستم چی به چیه و فقط سرم به کار خودم بود و حدود شش ماه در اون اداره با وعده استخدام از من کار کشیدند و هی میگفتند نامه شما در جریان و این ماه جلسه فلان باید بره اون ماه جلسه بهمان بره من هم که هنوز به معنای واقعی صاف و ساده بودم باورم میشد.

بعد از اون شش ماه با کلی منتی که سرم گذاشتن بصورت شرکتی در اون اداره استخدام شدم. تازه فهمیدم حقوق چیه ، پاداش چیه ، اضافه کار چیه ، قراردادی و رسمی چیه و تازه متوجه شدم چه کلاهبرداری کلانی داره با این "استخدامهای شرکتی" انجام میشه. شیوه کار به این صورت بود که یک شرکت باربری یا گاهی بدتر مثلا یک شرکت امور نظافتی (؟!) میومد با اداره ها قرارداد می بست که نیروی انسانی اونها رو تامین کنه و به خوبی یادم هست که شما ممکن بود هیچوقت اون شرکت رو هم نبینید و فقط یک اسم این وسط بود برای واسطه گری. و بعد فهمیدم ای دل غافل ! اینها دارند با این حقه ، شما را بجای لیسانس ، با مدرک دیپلم استخدام می کنند و درحقیقت شما بعنوان آبدارچی یا نظافتچی استخدام شدید و خب کار عار نیست من مشکلی با کار ندارم حتی شستن توالت باشه بنظرم کار عار نیست و فقط تلاش نکردن برای کار عار هست منتهی نه اینکه حقوق یک آبدارچی رو بدهند ولی از شما بخواهند امور آی تی اون هم در حد شبکه و سرور دامین انجام بدید.

مدتی گذشت و دیگه دوره های شبکه رو هم گذرونده بودم و در سطح خودم حرف برای گفتن داشتم و در اون مدت هم دیگه متوجه شدم که این ترفند اداره های دولتی هست که با وعده های پوچی مثل قراردادی شدن و پست و سمت گرفتن و این حرفا چندین سال شما رو با همون حقوق نگه میدارن و دائم شرح کار شما رو بیشتر میکنن و شما هم انجام میدی و میگی خب در عوض اِل میشه و بِل میشه و این اداره هم مستثنی نبود و هی به من وعده قراردادی شدن میدادن که دیگه با روابطی که داشتم میدونستم هیچ اقدامی در این زمینه نشده و نخواهد شد. نکته اینجاست که این داشت در یک کشور اسلامی اتفاق میفتاد که دروغ از بزرگترین گناهان هست و با دزدیها کاری ندارم فعلا و همینجا سلامی می کنم به گزینش محترم اونجا و سایر اداره جات با این گزینشهاشون "آباد کردین واقعا" اجرکم الله.

از طرف دیگه تدریس در یک آموزشگاه هم بهم پیشنهاد شده بود که با سه روز درس دادن در هفته به اندازه درآمد اون اداره میتونستم درآمد داشته باشم و تازه بجای کلی غر شنیدن از مدیرهای جورواجور و آدمهای پرمدعا احترام بیشتری داشته باشم و "استاد" باشم. برای همین پیش پیش مدیر مربوطه رفتم و گفتم یک نامه به من بدهند که مدت یک سال این شرح وظایف رو انجام دادم و دستش درد نکنه. مدیر مربوطه آدم زرنگی بود و جلوی خودم به معاونش گفت این آدم یک سال با همه زیر و بم اتوماسیون ما آشنا شده و جزو بهترین کارشناسامون هست و الان اگر بره نفر بعدی یک سال طول میکشه تا به الان این آدم برسه و ما یک سال روی این آقا سرمایه گذاری کردیم و حالا که بار اومده ضرره اگر بره و خلاصه کنم قرار شد من بشم سرپرست واحد انفورماتیک مرکز بهداشت جنوب تهران... خب لقبش خیلی شکیل هست ولی الان توضیح میدم.

اول از همه اینکه من همچنان شرکتی باقی موندم و مدیر مربوطه فرمودند که الان سهمیه قراردادی نداریم و درعوض بهت سمت میدیم و ایشالا هروقت قراردادی اومد شما نفر اولی ! من هم ساده ... البته اینکه اونجا از نظر آی تی یک زمین برهوت بود که من باید آبادش می کردم یک طرف و اینکه تا قبل از رفتن من میومدن یک آنتی ویروس ترایال نصب می کردن و اندازه یک هفته حقوق من می گرفتند هم یک طرف و اینکه اتوماسیون اداره میخواست راه اندازی بشه و این هم به عهده من بود یک طرف. ولی خب درعوض دفتر شخصی داشتم و سرپرست واحد بودم یا اینکه همچنان حقوق آبدارچی بهم پرداخت میشد ولی من به "پله های ترقی" باور دارم و خب این هم قدمی بود. درصورتی که سرپرست واحد بودن حقوق و مزایای بالاتری داره و بماند که قرارداد و شرح وظایفش فرق داره و از دید سابقه و بیمه و خلاصه همینطوریش هم کم کلاهی سرم نرفته بود ولی خب اینها رو نمیدونستم و بهم گفتن "نه اونقدرها هم فرقی نداره" من هم باور کردم.

در اون سال رئیس اون اداره بابت اتوماسیون لوح و تقدیرنامه گرفت و من کوفت! آخرین ماه باقی مانده از قرارداد من بود که مدیر آنجا قرار شد عوض شود و بخاطر اینکه مدیر بعدی حسابی خرابکاری کنه و بگن وای مدیر قبلی چه خوب بود و این حرفا این مدیر قبلی اومد تمام مدیر معاونهای زیردستش رو فرستاد توی باقالیا که مدیر جدید که اومد سر از هیچی در نیاره و یه عده زیردستش باشن که تجربه ای در اون معاونت ندارند و منجمله این حرکات این بود که قرارداد من تمدید نشد و من هم همینطور سرم رو انداخته بودم پایین و مثل بلدوزر کار می کردم تا اینکه آخر ماه شد دیدم حقوقم واریز نشده. رفتم اداری گفتن برو فلان اتاق پیش نماینده شرکت (همون شرکتی که درحقیقت من استخدامش بودم) و خلاصه کنم :

این شرکت تشکیل شده بود و با ماها قرارداد یک ساله بسته بود و اینکه میگم ماها یعنی به گفته خودشون چهارصد پرسنل شرکتی منظورم هست و درست سر سال اعلام ورشکستگی میکنه و جمع میکنه میره و بعدا متوجه شدم که همون آدمها دوباره شرکت میزنن و این بار شرکت به اسم سه تای دیگشون تاسیس میشه و ورشکست هم نیستن و کسی هم نمیتونه چیزی بگه و این وسط هیچکس هم به من نگفته بود قراردادت تمیدید نشده درصورتی که باید یک ماه پیش از اتمام قرارداد به شما اطلاع بدهند و این وسط من یک ماه کار کرده بودم که نه حقوق داشت و نه بیمه و باز هم تاکید می کنم اینها اعم از آن خدمت مدیر قبلی و این درآمدهای عدم پرداخت حقوق در کشور ما اتفاق افتاده که باید حقوق کارگر را پیش از اینکه عرقش خشک شود بدهید و خداوند را صدهزار مرتبه شکر که در بلاد کفار این اتفاق نیفتاده اگر نه چه بسا اصلا بهم حقوق نمیدادند بلکه یک چیزی هم از ما می دزدیدند چون حلال و حروم که سرشون نمیشه ... والا !

بنده خدا نماینده شرکت آدم خوبی بود و توضیح داد که اون هم یک کارمند اونجا بوده و الان نه شرکتی هست نه دفتری نه هیچی. و راجع به بیمه بیکاری راهنماییم کرد و خودش هم بعنوان نماینده کارفرما اومد اداره مربوطه چون اگر بیمه بیکاری بخواهید بگیرید باید کارفرما بیاد و بگه چرا دیگه قرارداد شما تمدید نشده و بعد متوجه می شوید به قدری قوانین کار کشورمان دقیق و با بررسی همه جانبه تعریف شده که خود کارمندان اداره کار و امور اجتماعی هم گاهی سرگیجه میگیرن مثلا وقتی رفتیم اونجا کارمند مربوطه عین پیام ضبط شده میگفت "خود کارفرما باید بیاد." هرچی این نمایندهه بیچاره میگفت خانوم نیستش اصلا شرکت و دفتر و همه رو جمع کردن رفتن کارمنده میگفت "خود کارفرما باید بیاد." و دوباره با لبخند با "عزیزم" توی گوشیش حرف میزد. خلاصه بعد از شنیدن تعدادی پیام ضبط شده "خود کارفرما باید بیاد." اومدیم بیرون و خداحافظی کردیم.

منتهی اداره محترم من یک چیز رو برآورد نکرده بود اون هم اینکه من حالا بیکار بودم و مشکل مالی هم نداشتم که از همون لحظه بیفتم دنبال کار و بجاش حسابی وقتم آزاد بود که از اونجا شکایت کنم. رفتم اداره کار منطقه. نوبتم که شد موضوع رو گفتم و کارمنده که یه آقای خیلی داش مشتی بود بعد از چندتا سوال گفت "نوکرتم ! شوما موجردی ، خونتونم که شیرک غربه ! (ترجمه : شما مجرد هستی و خانه تان هم که در شهرک غرب است (تصور عموم بر اینه که هرکی خونه اش شهرک غربه پولداره - مترجم )) داداشم تا همینجا شوما دو میلیارد جولویی (جلو هستی) . یی نیگا به این جیماعت بیندا (ترجمه : یک نگاه به این جماعت بنداز). و برگشتم نگاه کردم و بگذارید بگویم آن منظره جگرتان را میسوزاند چون چهره های خسته و شکسته ای می بینید بعضی بغض دارند بعضی بدبختی از سرو رویشان می بارید. من هم فرمم را گرفتم و خداحافظی کردم و رفتم.

وقتی رسیدم خانه پدرخوانده ام تشویقم کرد که شکایت را انجام بدهم و برایم توضیح داد اگر هر کدام از ما اینطور مواقع به روی خودمان نیاوریم این کلاهبرداریها همچنان ادامه پیدا میکنه و البته بر اساس تجربه ای که داشتند به من توصیه کردند که به وکیل مراجعه کنم. جلوی ورودی اداره کار یک عده کارت این وکلا را پخش می کردند و یادم هست یک پسر جوانی اونجا بود که داد می زد وکیل بیمه بیکاری تضمینی ولی نوع تیپ و قیافه اش به کارت پخش کن نمیخورد. رفتم و بهش گفتم قیافت به کارت پخش کن نمیخوره اون هم بدون معطلی گفت قیافه شما هم به بیمه بیکاری نمیخوره و دوست شدیم. برام توضیح داد که شخصی که کارتش رو پخش میکنه قبلا قاضی همون شعبه بوده و وقتی برید پیشش اگر بتونه انجام بده قبول میکنه اگرنه قبول نمیکنه.

به دفتر این آقای وکیل و قاضی سابق رفتم . البته شیوه مخوفی داشتند. این دفتر در خانه ای آپارتمانی بود و وقتی ایشون صحبت می کرد فردی که به ظاهر آبدارچیشون بود هم مثل سامورایی ها دو زانو روی زمین می نشست و زل می زد توی صورت شما... البته بی آزار بودند ولی مخوف بود و بعدها که به یکی از دوستانم هم شماره ایشون رو داده بودم و رفته بود میگفت تونل وحشته مگه ؟! ولی خب در عوض هم من هم دوستم در شکایتمون موفق شدیم.

آقای حمایتی وقتی فهمید رشته ام فنی هست خیلی تاسف خورد و گفت پسرش هم هم رشته من بوده برای همین به محض اینکه فارق التحصیل شده از کشور فرستادتش رفته و می گفت من توی اداره کار می بینم که چطور افرادی که تخصص دارند رو اذیت می کنند یا پول کم میدن یا حقوقشون رو نمیدن یا انقدر اعصابشون رو خورد میکنن که بذارن برن. بعد یک سری سوال از من پرسید منجمله یه چیزایی که من اصلا نمیدونستم چی هست مثلا سنوات گرفتی ؟ عیدی دادند ؟ حق خواروبار داشتی ؟ بیمه (هان اینو میدونستم !) داشتی ؟ و بعد از من هم خواست تعریف کنم ماجرا به چه شکل بوده. بعد از اینکه همه سوال و جوابها تموم شد به من گفتند که یکی از این دو حالت پیش میاد یا بیمه بیکاریتون درست میشه یا بهتون زنگ میزنن با کلی منت برتون می گردونن و به من گفت تا کمتر از دو هفته دیگه تماس میگیره با خبرهای خوب و سفارش کرد حسابی استراحت کنم و در اولین فرصت از ایران برم که بطور عجیبی هیچوقت قسمت نشد... ایشون از من وکالت گرفت و توضیح داد که با این وکالت نیازی به حضور من در هیچ کجا نیست.

بعد از حدود ده روز ایشون زنگ زد و گفت همین روزها از ادارتون باهاتون تماس میگیرن و میتونین هر امتیازی خواستین بگیرین چون شرکتی که شما با اون قرارداد داشتین درحقیقت شریک یک سری از مدیرهای اداره شما بوده و اگر شکایتتون رو یگیری کنین براشون خیلی بد میشه پس مطمئن باشین که هر امتیازی بخواین میدن که این موضوع پیگیری نشه. و برام توضیح داد که تونسته مبالغی که باید به من پرداخت بشه ولی نشده رو برام بگیره که طبق قراردادمون درصدی هم مال ایشون بود. یادمه اون موقع که حقوق من حدود دویست هزارتومن بود چیزی حدود چهارصد هزارتومن به من رسید! اولین کاری که کردم این بود که به همه همکارایی که شرکتی بودند خبر دادم که ماجرا از این قراره و برید این مبالغ رو مطالبه کنین.

فردای اون روز یکی از مدیرای اون سازمان باهام تماس گرفت و می گفت چرا رفتی چرا رفتی من بی قرار... نه ببخشید ! می گفت چرا از اول نیومدی به من بگی حالا چی شده و من هم گفتم بذار ببینم حرفای وکیلم واقعیت داره یا نه و شروع کردم که نه من حرفی ندارم برای چی بیام اصن کار بهتر پیدا شده میرم و این حرفا ولی ولکن نبود و خلاصه با قسم به موی سفید و این حرفا من رفتم اداره. دوتا از مدیرای اون مجموعه اونجا بودند و بعد از کلی پذیرایی کردن و تحویل گرفتن شروع کردند به اینکه میگرفتی ما پدرشونو در بیاریم و اینا و من هم که دیگه اون اعتماد رو گذاشته بودم کنار رفته بودم همه زیر و بم ماجرا رو درآورده بودم و از همکارام خواهش کرده بودم نامه های مربوطه رو به من نشون بدند و دیده بودم امضای همین آقایون پای نامه عدم تمدید قرارداد من بود.

خیلی خونسرد ماجرا رو گفتم و گفتم شکایت کردم و میخوام شکایتم رو پیگیری کنم و دست همه اراذلی که در این حرکت همراه بودند رو رو کنم. خب طبیعیه که رنگشون پرید و وعده ها شروع شد که ایندفعه جدی جدی قراردادی میشید و این حرفا. یاد حرف وکیل افتادم و خلاصه اینطور شد که قرارداد من شامل اون یک ماهی که بیمه نداشتم ولی کارم رو انجام داده بودم هم شد و به این ترتیب بیمه هم برای اون ماه رد شده ، اضافه کار اون ماه هم بهم پرداخت شد. دو هفته مرخصی ای که طلب داشتم رو قرار شد دو هفته برم استراحت یعنی مرخصی با حقوق که البته نه بصورت رسمی و نامه قراردادی شدنم همونجا تایپ و امضا شد و شش ماه قبل از اینکه دولت وقت اعلام کنه همه لیسانس های شرکتی باید تبدیل به قراردادی شوند من قراردادی شدم . البته خب اداره دولتی بود دیگه مثلا یکی از مدیرایی که باید این نامه رو امضا می کرد چون با دوست من توی اون اداره به اختلاف خورده بود جروبحثش شده بود نامه من رو چون دوست اون بودم امضا نکرد تا چندماه ... باز هم تبریک به مدیران لایق ادارات دولتی اجرتون با دندون درد.

اگر به وکیل مراجعه نمی کردم هیچوقت متوجه نمیشدم چی به چیه و چقدر حق و حقوقم رو میخوردند. اینکه آدم سرش به کار خودش باشه و به دنبال حاشیه نباشه خوبه ولی متاسفانه اگر از قوانین و حق و حقوقتان آگاهی نداشته باشید به سادگی حق شما پایمال میشه. به دوستانی که تازه میخوان وارد بازار کار شوند توصیه می کنم چند مورد رو حتما مطالعه کنند :

  • حق بیمه چیست چگونه از حقوقتان کسر می شود و بابت آن چه مزایایی دارید و اگر به دلایلی نمی خواهند شما را بیمه کنند خودتان می توانید بیمه خوداشتغالی ایجاد کنید ولی حواستان باشد مبلغش را از کارفرما بگیرید در غیر این صورت ماهانه باید مبلغی را از جبیتان برای بیمه اختصاص دهید.

  • حقوق و مزایا. اگر تازه وارد هستید از افرادی که آنجا کار می کنند بپرسید و از من به شما نصیحت این سوال را در جمع بپرسید ... بعضیها به دلایلی خیرشون به دیگران نمی رسه.

  • قراردادتان را با دقت مطالعه کنید. دقت داشته باشید یکی دیگر از کارهای غیر قانونی ای که انجام می شود افزایش وظایف شماست مثلا در بین سال می گویند یا امضا کن که این وظایف اضافه را هم به عهده می گیری یا اخراج می شوی و در جریان باشید این کار هم غیر قانونی است و نمی توانند شما را بابت این اخراج کنند.

  • منجمله حقوق قانونی شما مرخصی هایی است که می توانید بگیرید و هیچ منتی بابت آنها سر شما نیست. اگر طبق قرارداد اجازه مرخصی دارید ولی به شما مرخصی نمی دهند می توانید شکایت کنید و یادتان باشد مرخصی فقط برای تفریح نیست و قانون به دلایل مختلف مرخصی در نظر گرفته. برای مثال شما مرخصی استعلاجی دارید که برای بیماریست ولی گواهی پزشک لازم دارد، مرخصی با حقوق ، مرخصی بی حقوق، مرخصی زایمان و غیره هم هست که باید از آنها آگاه باشید.

  • بعضی از کارفرمایان هر چند ماه یکبار کاغذی را به شما می دهند تا امضا کنید مبنی بر اینکه تمام حقوق و مزایایتان را گرفته اید و در اداره دولتی ای که من کار می کردم اگر می گفتید تا آنها را نگیرید امضا نمی کنید سِیلی از تهدید به اخراج و قطع مزایا بود که از در و دیوار بر سرم می ریخت ولی در جریان باشید این کار قانونی نیست.

  • امضای دریافت تمام حقوق و مزایا به معنای تسویه شماست و بعضی کارفرماها از این موضوع استفاده می کنند تا قرارداد شما را بجای یک ساله ، شش ماهه نشان بدهند تا مزایای سالانه مانند عیدی که به مقدار دو ماه پایه حقوق شماست را ندهند (البته در بعضی جاها که عرفشان فرق دارد ممکن است بیشتر هم باشد)

  • قوانین مربوط به کار خیلی پیچیده هست و در بعضی مواقع گنگ و شک نکنید اگر در ماجرای شکایت گیر کنید به تنهایی ممکن است راه به جایی نبرید چون خیلی از کارفرمایان انقدر در این جدالها بوده اند که راههای در رفتن را به خوبی یاد گرفته اند ولی وکلا با اطلاع کامل از پیچ و خم مسیر می تونن کمکتون کنند و وکلای این زمینه معمولا دستمزد زیادی نمی گیرند.


درصورت تمایل می توانید تجربیات کاری دیگر همین نویسنده را در اینجا مطالعه فرمایید.


نویسنده : مهندس پویان عارف پور
منبع : جزیره قانون وب سایت توسینسو
هرگونه نشر و کپی برداری بدون ذکر منبع و نام نویسنده دارای اشکال اخلاقی می باشد


#قانون_کار #ادارات_دولتی #شکایت_از_کارفرما #کارمند #تجربه_کارمندی #حقوق_و_مزایا #خاطرات_یک_کارمند #بیمه_بیکاری #قوانین_کار #اداره_کار
6 نظر
محمد حسن پزشکیان
سلام خدمت مهندس عزیز
خیلی خوب بود هم تعریف کردنتون 😂 هم تجارب👍
بازم مشتاقیم بیشتر بنویسید :-)

پویان عارف پور
سلام بر استاد رزمی کارمون ... عوس (رزمی کارا برای سلام میگن عوس دیگه نه ؟؟)
ممنونم محمدجان مثل همیشه به من لطف داری
محمد مرآتی شیرازی
ممنون از متن بسیار عالی و جذاب شما
بنده هم به نوبه خود یک مدتی درگیر همین مسایل به علت نا آگاهی از یه سری چیزها بودم که خیلی از حقوقم پایمال شد . در جایی به عنوان مسئول آی تی استخدام شدم و با حقوق پایه وزارت کار . گفتند کسی ابنجا قرارداد نداره همه رفاقتی دوره هم کار می کنن . به زور بیمه رو انداختم گردنشون . مشکل به جز اینها اخلاقیات کارفرما بود . برای اینکه بهت حقوق بالاتر نده دائم از راحت بودن و بی اهمیتی کارت جلوی همه می گفت و از اونجایی که به ثول خودش در مقابل جنس لطیف ( خانم ها ) ضعیف بود منشی هایی بودن که دو برابر من حقوق میگرفتند و میگفت آی تی همش هزینس فروشه که درآمد داره که این هم از بی سوادیش بود
خدا هم نمی کرد که من یا افراد مذکر دیگه با یه خانمی تو شرکت حرفمون میشد از پیش حق کاملا با اون خانم بود و شما مقصر بودی . خلاصه یه بار هم رفتم دفترچه بیمه رو تمدید کنم گفتن 7 ماهه رد نمیکنه اصلا . منم دیگه زدم به سیم آخر و با کمک پسر خالم که وکبله تلافی همه رفتارها رو با پول سرش در آوردم
سید احمد  توسلی
با سلام

تا کارفرماها از وضع موجود کشور سو استفاده میکنن وضع همینه از هر 100 تا کارفرما یکیشون درست حسابی قوانین وزارت کار و بیمه رو رعایت میکنه ///
عارف قادری
خیلی جالب بود من خودم به تازگی به بازار کار اومدم خیلی حرفات کمک کرد،انشالله سایر دوستان هم از تجارب خودشون بگن واسمون سود ببریم
پویان عارف پور
با سلام و روزبخیر خدمت همه دوستان عزیز

جناب مرآتی به نوبه خودم از شما تشکر می کنم که بصورت قانونی پیگیر قضیه شدید هر دفعه که چنین بلایی سر این نوع کارفرماها بیاد دست و پاشونو جمع تر می کنن. خوشبختانه مهندسهای آی تی خیلی اهرم فشار دارند ولی خب بدون اغراق میگم جزو بهترین قشرهای کاری هستند که در اجتماع دیده میشن و معمولا به کار کسی کار ندارند و سرشون توی مونیتوره . ایشالا یه مطلب هم در خصوص راهکارهای شرایط اینچنینی مینویسم ولی خب باید قبلش توضیح بدم سو استفاده نشه از اون اهرم ها 😅😅😅


جناب توسلی حق با شماست نکته مهمی که دوستانی که تازه وارد بازار کار میشن باید بدونن این هست که علی رغم تمام باندبازیها و مافیا بازیها ، اونهایی که در جاهایی مثل بازرسی و حراست کار می کنند نانشان در مقابله با اینطور کارفرماها هست پس اگر به آنها مراجعه و طرح شکایت کنند معمولا بی ثمر نیست فقط باید تحمل نیش و کنایه های بعدش رو هم داشته باشند و اگر اضافه کارشون قطع شد دوباره شکایت کنند تا روی کارفرما کم شود. 😉

جناب قادری دم شما گرم خیلی خوشحال شدم که براتون مفید واقع شد ایشالا چند وقت دیگه انقدر موفق بشید که دیگران بیان که از تجربیات شما استفاده کنند 🌹


نظر شما
برای ارسال نظر باید وارد شوید.
تنظیمات حریم خصوصی
تائید صرفنظر
×

تو می تونی بهترین نتیجه رو تضمینی با بهترین های ایران بدست بیاری ، پس مقایسه کن و بعد خرید کن : فقط توی جشنواره بهاره می تونی امروز ارزونتر از فردا خرید کنی ....